نوزدهمین نفس ...

ضربه آخر را خدایم زد ...

 

وقتی برای رفتنت استخاره کردم و ...

 

خوب آمد !!!

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
حس_________تنهایی

برگـَـــرد.. یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی.. نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم که برای بُردنَش بر می گردی ..

Yousef

گفتی از دست این آدم ها و دنیا دلت گرفته خب پیش میاد دیگه ولی آدم باید خودش رو قوی نگه داره اگه قرار باشه با هر سنگی بشکنی که فایده نداره میشی مثل یه شیشه که خورد شد دیگه نمیشه جمعش کرد باید مثل کوه باشی که سنگ هم روت اثر نکنه این دنیا پر از نامردی و ...... از این جور چیزهاست ما نباید خودمون رو ببازیم

ترانه

عزیزم شما لینک شدید منو با اسم poulad kimiai لینک کنید ممنون از این به بعد باید مدام سر بزنی

حس_________تنهایی

[گریه]رها جون فردا تولدمه اما هنوز نه بهم زنگ زده نه اس داده نه زنگ به کلی فراموشم کرده خداااااااااااااااااا به کی بگم

حس_________تنهایی

فردا تولدمه اما اون نیست انگار به کلی فراموشم کرده حتی روز تولدمو میدونم تو قلبه تو دیگه جای من نیست اما به خدا دلم برا تو تنگ شده حداقل به خاطر من نه به خاطره خاطراتت یادت برگرد خدا دلم براش تنگ شده

صبا

شاید خدا بهتر از آنچه ما می خواهیم برای ما می خواهد! اما نمی دونم این جمله حقیقت داره یا واسه سر کار گذاشتن ماست! [متفکر] اما جدا گاهی سالها می گذره تا آدم به حکمت خدا پی ببره [گل]

حس_________تنهایی

عکســـــت را نگــــاه میکنــــم آخ کــــه ایــــن عکـــس پیـــر نمیشـــود امــــــا ، پیـــــــرم میکنــــد

shaghayegh

ey way gerye ya labkhand ra badraghe rahat konam!!!!!